ما 32 مهمان و یک عضو آنلاین داریم

چهاردهمین شماره از فصلنامه تحقیقات کلامی منتشر شد

 در این شماره می خوانید:

1) تطور انگارۀ‌ معرفت اضطراری در اندیشۀ‌ معتزله/ علی امیرخانی، محمدتقی سبحانی

2) مبانی کلامی توسعۀ استنباط از رفتار معصوم/ مهدی مردانی (گلستانی)، علی راد

3) تحلیلی وجودشناسانه از سیر تطور ارادۀ خداوند در نظام فکری معتزله/ اکبر اقوام کرباسی

4) کاربست توحید ربوبی در تربیت انسان از منظر قرآن/ حسین محمدی، سیداسحاق حسینی کوهساری، سیدمحمد موسوی­مقدم

5) احباط و تکفیر عمل، از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی/ اقدس یزدی، زینب عباسی آغوی

6) تحلیل و نقد فرضیۀ تأثیر سامریّت بر اسلام/ علی راد، سعید کریم ­پور

 مقاله 1: تطور انگارۀ‌ معرفت اضطراری در اندیشۀ‌ معتزله

علی امیرخانی

محمدتقی سبحانی

چکیده

انگارۀ معرفت اضطراری از جانب معتزلی‌‌ها، با دو معیار متفاوتِ «غیراختیاری بودن» و «بی‌نیازی از نظر و استدلال» سنجیده شده و در طول تاریخ تفکر اعتزال، با تحول و تطور فراوانی مواجه شده است. ابوهذیل علاف با معیار «غیراختیاری بودن»، اصل معرفت الله را اضطراری و سایر معارف را اکتسابی دانست. بِشر بن معتمِر با همان معیار، همۀ معارف ‌را اکتسابی خواند و منکر هرگونه معرفت اضطراری شد، در حالی که جاحظ و اصحاب معارف، همۀ معارف را اضطراری برشمردند و منکر هر گونه معرفت اختیاری شدند. نظّام، نخستین معتزلی بود که با تغییر سنجۀ معرفت اضطراری، تنها معارف حسی را با معیار «بی‌نیازی از نظر و فکر»، اضطراری خواند و سایر معارف نظری‌ ‌را نیازمند نظر و فکر خواند. معتقدان به اضطراری بودن معرفت الله، نه تنها آن‌ را نخستین تکلیف نمی‌دانستند، بلکه اساساً تکلیف به معرفت را نامعقول می‌دانستند. در مقابل، معتقدان به اکتسابی بودن معرفت الله، آن ‌را نخستین تکلیف برشمرده و بر آن بودند که باید در فاصلۀ بین شناخت نفس ‌ـ‌ که بالاضطرار محقق می‌شود ‌ـ ‌و شناخت خدا، مهلتِ نظر و فکر باشد تا مکلف با اختیار خود، معرفت الله را کسب و اختیار کند.

 واژگان کلیدی

معرفت اضطراری، معرفت اکتسابی، معرفت طبعی، اصحاب المعارف، اصحاب المهلة، تکلیف نخستین.

************************************

مقاله 2: مبانی کلامی توسعۀ استنباط از رفتار معصوم

مهدی مردانی (گلستانی)

علی راد

چکیده

بر پایۀ اندیشۀ شیعه، «رفتار معصوم» یکی از منابع استنباط آموزه‌های دینی است که به دلیل عدم تنقیح مبانی اعتبارسنجی و دلالت‌شناسی، آن‌چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. یکی از راه‌های افزایش دامنۀ بهره‌گیری از سنت عملی، تبیین مبانی و پیش‌فرض­هایی است که پذیرش آن‌ها موجب به‌کارگیری بیشتر رفتار معصوم و در نتیجه، توسعۀ استناد و استنباط از آن می‌گردد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا به روش تحلیلی ـ اکتشافی، مبانی کلامی استنباط از رفتار معصوم را که بر پایۀ حجیت منابع رفتارشناختی معصوم استوار گردیده است، تبیین کند و زمینۀ بهره‌گیری افزون از سنت فعلی را فراهم آورد. حجیت رفتار معصوم پیش از نبوت/ امامت، حجیت رفتار انبیای پیشین و حجیت رفتار حضرت زهراB از جمله مبانی مؤثر در توسعۀ استنباط آموزه‌های دینی از رفتار معصوم است.

واژگان کلیدی

سنت فعلی، استنباط آموزه‌های دینی، کارکرد فعل معصوم، پیش‌فرض­های اعتقادی.

************************************

مقاله 3: تحلیلی وجودشناسانه از سیر تطور ارادۀ خداوند در نظام فکری معتزله

اکبر اقوام کرباسی

چکیده

«اراده الهی» از مهم‌ترین ارکان الهیات افعال است که تحلیل‌های وجود‌شناسانه و معنا‌شناسانۀ گوناگونی دربارۀ آن ارائه شده است. در این میان، جریان فکری معتزله بیش از دیگران، از ارادۀ خداوند و زوایای گوناگون آن بحث کرده است. نظریۀ شایع میان این جریان، حاوی این ایده است که ارادۀ خداوند، عَرَضی حادث و «لا‌ فی المحل» است. لا فی المحل بودن اراده در این نظریه، برگرفته از تلقی معتزلۀ متقدم از معنای عَرَض بود که اجازه می‌داد چنین حقیقتی بدون محل در نظر گرفته شود؛ اما این تلقی از عَرَض در معتزلیان متأخر، به دلیل هم‌گرایی با تفکر فلسفه مشائی، به سمت و سوی خوانشِ فلسفی سوق پیدا کرد و عملاً این مفهوم را با چالشی جدی روبه‌رو ساخت که چگونه ممکن است عَرَضی را تصور کرد که حالّ در محل نباشد؟ از همین رو، معتزلیان متأخر، راهکار و حل این معضل را در کاربست نسخۀ فلسفیِ تبیینِ اراده دیدند که بر اساس آن اراده به داعی و داعی، به علم به نظام احسن شناسانده می‌شد.

واژگان کلیدی

اراده، فعل، داعی، عرض، لا فی المحل.

************************************

مقاله 4: کاربست توحید ربوبی در تربیت انسان از منظر قرآن

حسین محمدی

سیداسحاق حسینی کوهساری

سیدمحمد موسوی­مقدم

چکیده

اصلی­ترین هدف خداوند از نزول قرآن، تربیت انسان است و اساسی­ترین آموزه در این مسیر «توحید ربوبی» است. هدف این پژوهش، ترسیم فرآیند تربیت انسان بر مبنای توحید ربوبی در سه مرحله است. مرحلۀ نخست، جهت­دهی به مقولۀ «اتخاذ رب» است که با ابتنای بر انگارۀ «شعور فطری انسان نسبت به خالقیت» و «برقراری پیوند آن با ربوبیت» صورت می­گیرد. مرحلۀ دوم، شکل­گیری شاکلۀ شخصیتی انسان بر مبنای عبودیت است، که از رهگذر «اندیشه­ورزی نسبت به رابطۀ تلازمی ربوبیت با الوهیت» و «اعتلای مبدأ گرایشی اتخاذ رب، یعنی جلب منافع و دفع مضار بر مبنای حبّ عبودی» تحقق می­یابد. مرحلۀ سوم، ناظر به هدف غایی تربیت، یعنی مشاهدۀ عدم استقلال عالم هستی و بازگشت تمامی تدابیر به رب­العالمین است که از رهگذر قوت­بخشی به معرفت ربوبی حاصل می­شود. در این مقاله سعی بر آن است تا کاربست توحید ربوبی در هر کدام از این مراحل مورد کنکاش قرار گرفته و الگویی از آن استخراج شود.

واژگان کلیدی

الوهیت، خالقیت، ربوبیت، توحید ربوبی، هدف غایی.

************************************

مقاله 5: احباط و تکفیر عمل، از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی

اقدس یزدی

زینب عباسی آغوی

چکیده

در مسئله «احباط و تکفیر»، معتزله قائل به احباط کلی بوده، دلایل عقلی و نقلی ذکر می‌کنند. در مقابل، اشاعره و اکثر امامیه در حال کفر، ارتداد، شرک و نفاق، منکر احباط کلی هستند و آن را مستلزم ظلم، ترجیح بلامرجح و یا تناقض و دور می‌دانند. آیت‌الله جوادی آملی دربارۀ کفر، شرک، نفاق و ارتداد، قائل به حبط محضند که انسان بر اثر آن‌ها همة هستی خود را از دست می‌دهد و دربارۀ معاصی قائل به حبط غیرمحض هستند. ایشان بر اساس حرکت جوهری نفس معتقدند، نفس مادامی که رابطة تعلقی با بدن دارد، قابلیت دگرگونی دارد و افعال انسانی با نفس، اتحاد وجودی دارند و صورت متناسب با خود را ایجاد می‌کنند.

واژگان کلیدی

احباط، تکفیر، آیت‌الله جوادی آملی، موافات.

************************************

مقاله 6: تحلیل و نقد فرضیۀ تأثیر سامریّت بر اسلام

علی راد

سعید کریم­پور

چکیده

در قرن گذشتۀ میلادی، پاتریشیا کرون و مایکل کوک با ارائه نظریۀ «هاجریسم»، دیدگاه جدیدی را دربارۀ اسلام معرفی کردند که مبتنی بر شکاکیت افراطی به منابع اسلامی و استفادۀ گسترده از منابع غیراسلامی است، و مدعیات جدیدی را در آن مطرح کردند که یکی از آن‌ها تأثیرگذاری سامریّت بر پیدایش و توسعۀ اسلام بوده است. آن‌ها بعضی شباهت‌های ظاهری میان مفاهیم اسلامی و اصطلاحات مورد استفاده در فرقۀ یهودی سامریّت را دلیل تأثیرپذیری اسلام از این فرقه دانسته‌اند و مدعی شده‌اند بعضی از ریشه‌های اسلام را در سامریّت باید جست. انتخاب واژۀ «اسلام» به عنوان نامی برای دین جدید، ارتباط مقدس بین حرم و کوه، ماجرای تغییر قبله و شباهت ساختاری بین «امامت» در تشیع و «کهانت» در سامریّت، از مهم‌ترین نکات مورد استناد در این فرضیه هستند. در این مقاله، به تحلیل و نقد مدعای نظریۀ هاجریسم مبنی بر تأثیرپذیری اسلام از سامریّت خواهیم پرداخت.

واژگان کلیدی

هاجریسم، اسلام، تشیع، امامت، سامریّت.

                                                            

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی